خرید بک لینک
چه دردناک است آب شدن شمعی در انتظار پروانه ای که در پیله تنهایی خود در حال خفگی است. چه سوزناک است زخم کوچکی از خرده تیغی در گلستانی بی انتها.چه غم انگیز است دیدن مادری طفل گم کرده در شهری غریب و یاغی.چاک چاک می کند دل آدمی را صحنه نشستن کودکی زخمی از تیر تکفیر، بالین پدر و مادری غرق در خون.آنجاست که بغض، گلوی نازک مهربانی و عشق را می فشارد و تنفس را تکه تکه می کند.روز را شب می کند و شب را تب.آااه ...گلایه به که بازگویم؟گریه کجا کنم؟گریبان کجا دَرم؟شکوه نزد کدام قاضی برم؟.....ای تسکین دهنده قلب ها،مرا دریابدستم گیر که پناهی جز تو نیست.شنبه دوم اردیبهشت 96همزمان با اذان ظهر

برچسب: دستگیر, نویسنده: باران کمالی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:25

شماره : 1 هوالجمیل هنر ودیعه الهی و دمیدن نفس روحانی خلقت از جانب هستی بخش بی همتا به کالبد خاکی خلیفه الله است . نردبانی که پله هایش معرفت ، شناخت ، دانش ، احساس و زیبایی است برای فتح قله کمال انسانی . و هنرمند ، سالک طریقت عرفان و ویران کننده سدهای بی خبری و جهالت به سوی معبود هر دو عالم. .... اما در این بین ، هنر آوانگارد تئاتر ویژگی هایی دارد که خود را منحصر به فرد می کند چرا که هنر تئاتر معنا پیدا نمی کند مگر با وجود حداقل یک خالق و یک ناظر ، و هر آن به واسطه نفس گرم در دو سوی خط فرضی قاب صحنه ، جای خالق و ناظر دگرگون می شود ، آنجاست که جمع می شود بشر به دور حلقه عشق ، مهربانی و معرفت.

برچسب: بهانه,برگزاری,مراسم,نکوداشت,تئاتر,دزفول,روز,جمعه,مورخه, نویسنده: باران کمالی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:25

فرخنده و زیباست به یادت بودن

چون هاله به دور بدر ماهت بودن

ای زاده حیدر نظری بر ما کن

تا صبح دل انگیز کنارت بودن

شعر از: #غلامعلی_سخاوتی_راد

خجسته میلاد آخرین امید بشریت، عین عدالت و عشق، مهربانی و صفا، یوسف زهرای اطهر، که دم عیسائیش دنیا را عطرآگین می کند و مدینه فاضله ای که تمام انبیا و اولیا در پی آن بودند را مستقر می گرداند، مبارک باد

اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

عید بر شما عزیزان، پیرو و منتظران واقعیش مبارک

برچسب: میلاد,منجی,بشریت, نویسنده: باران کمالی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:25

با سلام خدمت دلاور مردان دفاع مقدس، شیران روز و زاهدان شب گردان عمار.نام شهید سیفی نژاد (غواص عملیات والفجر 8 فاو) آمد با اجازه شما من هم یادی از این عزیز کنم.اواسط سال 64 گردان ماموریتی در کردستان داشت و در پادگان شهید کاظمی قروه اردوگاه برپا کرده بود. در این ماموریت با شهید عبدالکریم سیفی نژاد آشنا شدم. چهره ای نورانی و دل نشین داشت، دلش مثل چشمه زلال و پاک. به طرز عحیبی مهربان و زودجوش بود. در عبادات و مراسمات دعا پیشقدم و در عین حال خاضع، من که این اوصاف را می گویم به دلیل توجه و زیرنظر داشتن این شهید بود واگر نه دوستان همرزم احتمالا خیلی ایشان را نشناسن و به یاد نیارن و این نیست مگر بخاط

برچسب: پیامی,برای,گروه,پیشکسوتان,گردان,عمار,دزفول, نویسنده: باران کمالی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:25

یه وقتایی که
تو نیستی
شکوفه های کوچک احساسم
هوای باز شدن، بازی و بزرگ شدن می کنن
اونجاست که
خاطره با سبدی پر از
یاس و محمدی و نرگس
تو اوج خیالم پرواز میکنه
و عطر دل انگیز عشق
گهواره ای میشه
برای کرجی قلبم
درون آغوش عمیق رویا

پنج شنبه 12مرداد ساعت 50 : 18

برچسب: نیستی, نویسنده: باران کمالی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:25

صفحه بندی